حساب من و خدای من
يک دست، دلم در حسرت يک دوست، دلم در حسرت يک بي رياي مهربان مانده است، کدامين يار ما را مي برد، تا انتهاي باغ باراني؟ کدامين آشنا آيا به جشن چلچراغ عشق دعوت مي کند ما را؟(یه کسی واسم خوند به نظرم قشنگ اومد.) امشب بالاخره بعد از سه ماه بغضم توسط یکی که میتونست قشنگ تر بهم سلام کنه ....شکست و یه دل سیر چشمام را شستم.چقدر احساس خوبیه.... تعبیری از زندگی که تو وب گذری هام پیداش کردم.حسن دنیای مجازی پیدا کردن بعضی معنی ها هست که گاهی اوقات توی شلوغی ها گمشون میکنیم.مگه نه؟ زندگي،يعني بازي.سه،دو،يک...سوت داور.....بازي شروع شد...! دويدي،دست و پا زدي،غرق شدي،نجات پيدا کردي، خيانت کردي، دل شکستي،عاشق شدي،بي رحم شدي،مهربان شدي،بچه بودي؛بزرگ شدي،پيرشدي سوت داور---------------------------------------------------------------بله،بازي تمام شد... زندگي را باختي يا بردي، اگه بردي خوش بحالت اگر هم که باختي،اشکاتو پاک کن همسفر گاهي بايد بازي رو باخت، اما اينو يادت باشه باز ميشه زندگي رو ساخت. نو تر از منظره ها مقبره های ده ماست خانه هامان گلی و پنجره هامان بسته فقط این مسجد متروکه نمای دل ماست کدخدای ده ما هر چه بگوید حق است کد خدای ده ما نیست خدای ده ماست کد خدا را چو خدا قبله ی حاجت کردیم کدخدایی و خداییست که بلای ده ماست ما از این زندگی آخر به خدا خسته شدیم این صدای دل من نیست صدای ده ماست شهر نفرین شده ها مرکز طاعون زده ها مهر آفت زدگی در گل و لای ده ماست پدرم از ده بالا که غروب آمد گفت هر چه بدبختی و فقر است برای ده ماست آه چوپان جوان خسته نباشی بنواز فقط این نیلبکت لطف و صفای ده ماست. شاعر:یک هم دانشکده ای. دلنوشته:التماس دعا برای بابابزرگم که امشب میره اتاق عمل . من این جان طرب جو را نمیدانم من این نقاش جادو را نمیدانم نمیدانم گهی گیرد گریبانم گهی دارد پریشانم من این خوش روی برخو را نمیدانم نمیدانم دگر باره پریشانم چنان مستم در خانه نمیدانم بیا ساقی بیا ساقی شراب عشق ما را ده اگر باشد غبار دل به پای دیده بنشانم چو طفلی گمشده استم من میان کوی و بازاری که این بازار و این کوی را نمیدانم نمیدانم نمیدانم نمیدانم مرا گوید مرا هر سو تو ایستادی بیا این سو که من ان سوی بی سو را نمیدانم نمیدانم دگر باره پریشانم چنان مستم در خانه نمیدانم مرا جان طرب پیشه که بی مطرب نیارامد من این جان طرب جو را نمیدانم نمیدانم برو ای شب زپیش من مپیچ آن زلف و گیسو را که جز آن جعد گیسو را نمیدانم نمیدانم ....
![]()
| Design By : Night Skin |

